واما دخمل نازنازی من امروز ۳۶ هفته شد ماشاللهههههههههههههههههههههههههههههههه
ویک هفته دیگه این موقع اگه خدا بخواهد تو بغلمه واای یعنی میشهههههههههههههههههه
دیگه آماده هستم همه چی آماده ورود پرنسس کوچولو به خونه هست بابای پارمیس هم بی قرار دیدنش هست این رو از چشمهاش میبینم خیلی دلم میخواهد لحظه ای که دخملش رو بغل میکنم ببینم واز اون لحظه لذت ببرم
پارمیس کوچولوی من خوب گنده شو که دیگه یک هفته بعد میایی به این دنیا . به دنیایی که من وبابایی ومامان بزرگ ها وبابابزرگ و... منتظرن تا تو بیایی
واما از شوهرم مینویسم ویک تشکر جانانه از کسی که تو این چند ماه بعد از خدا تنها تکیه گاهم بود کسی که با خنده هام خندید وکسی که با گریه هام غمگین شد کسی که خیلی نازم رو میکشید وتمام خواسته های من رو برآورده میکرد کسی که با نگاههاش بهم آرامش میداد واز خوبی هاش هر چی بگم کم گفتم
همسر عزیزم ممنونم از بابت تمام لطف وزحمتها ممنونم از اینکه این چند ماه کلی اذیتت کردم معذرت می خواهم وممنونم . از اینکه نمیتونستم به زندگیمون رسیدگی کنم واز بابت همه کم کاری هام ازت معذرت می خواهم امیدوارم با دیدن دختر نازت خستگی هات در بره وامیدوارم بتونم جبران همه زحمت هات رو بکنم عزیزترینم دوستتت دارمممممممممممممممممممممممممممممممم
واما پست بعدی رو هفته بعد قبل از رفتن به بیمارستان میزارم برام دعا کنید دخترم صحیح وسالم باشه
واما مثل همیشه اول شکر خدا وآخر شکر خدا
تا هفته دیگه همه نی نی تو راهی ها ونی نی خودم رو به خدا میسپارم
